خرید بک لینک

آن طور که در کتابxadها نوشتهxadاند برای روایت یک داستان، میxadتوان از سه زبان یا سه راوی استفاده کرد. راوی اول شخص، راوی دوم شخص و روایت از زبان سوم شخص، که البته هر کدام از اینxadها، مشخصات و ضوابط و قواعد خودش را دارد.

سوم شخص، دانای کل است. همه چیز را میxadداند و میxadبیند. انگار که از افقی بالاتر و دیدی وسیعxadتر، بر هر چه رفته است و هر چه که خواهد شد، نظاره دارد و بر همه آنxadها آگاه است.

روایت دوم شخص، روایت توست. روایتی که من، از زبان تو بیان میxadکنم. تویی که کردی و تویی که دیدی و تویی که فاعل هر کاری.

راوی اول شخص، منم. منِ فاعلِ محدود. منم و هر آنxadچه که میxadبینم و میxadدانم و انجام میxadدهم.

ما آدمxadها، داستان زندگی را اول شخص روایت میxadکنیم. روایت اول شخص، روایت جهل است؛ بیxadخبری از غیر. روایت لحظه است؛ همان «آن»ی که میxadبینی و میxadشنوی و میxadفهمی. روایت صحنهxadای است تاریک که تنها به اندازهxadی آن نقطه که در آن ایستادهxadای نور دارد. انگار که در بیابانی بیxadانتها، دردل شب، تنها شمعی در دست داشته باشی و نور، تنها پیش رویت را روشن کرده باشد. در روایت اول شخص، از آینده بیxadاطلاعی. از گذشته هم تنها چیزی شنیدهxadای. بیxadخبری از علتxadها و معلولxadها، بیxadخبری از ارتباط میان افراد. از تاثیر و تأثّر اتفاقxadها و حرفxadها و عملxadها. فقط حال و اکنون و اینxadجا را میxadدانی.

در این میان اما، برخی زندگیxadشان را از نگاه دیگری روایت میxadکنند. آنانی که قدم بر نفس گذاشتهxadاند و قدری افق دیدشان بالاتر آمده، سوم شخص زندگی میxadکنند، سوم شخص محدود؛ که دانای کل هر داستان و هر زندگی، خداوند یکتاست، بلاشک. این مردمان به اذن همو، کمی بیشتر میxadبینند و بیشتر میxadفهمند. دنیا برای ایشان، بسان تیلهxadای است در دست کودکان. زیر و بمش را میxadشناسند. گذشته و حالش را میxadدانند و از آیندهxadاش باخبرند.

از این گروه و جماعت، عدهxadای نیز هستند که حرف و فعلشان، فعل و سخن خداست. تصمیمxadشان، اراده خداست. آسمان و زمین به یمن وجود ایشان است که هست. عالِمxadاند بر عالَم. زندگی اینان را خدا خود روایت کرده است. گروهی که برترینان خلقتند و ستارگان آسمان وجود.

و در این میان، داستان یک تن را خداوند به شیوه خاصی روایت کرده است. داستان حسینxadاش را جور دیگری قلم زده است که:

«ان الله شاء ان یراک قتیلا»

و این اوج زندگی است. اوج حیات و جاودانگی است. که خداوند راوی زندگیxadات باشد. خداوند ساری و جاری باشد در هر آن و لحظهxadات. که تماما برای او زندگی کنی. که تماما او باشی.

برچسب: نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 3 مهر 1398 ساعت: 19:11

صفحه بندی